فکوهی بر این باور است که باور یا عدم باور به تفکیک جنسیتی مشاغل یکی از مباحث کلیدی‌است که ما را از گفتمان فمینیستی جدا می‌کند.
وی راه‌حل مشکلات فرهنگی و سیاسی را افزایش آزادی‌های مدنی، بازکردن فضای جامعه، بالا بردن امید و نشاط در آن و غیره می‌داند و معتقد است که جامعه اصل است و نه قدرت، بنابراین باید میان قدرت و جامعه هماهنگی به وجود بیاید.
وی بر این باور است که نباید برابری را صرفاً در ابعاد مثبت آن در جوامع مفروض خواست و ابعاد منفی را حذف کرد.
وی این قبیل تارنماها از پربینده‌ترین تارنماها در بین مخاطبان ایرانی می‌داند و آنچه که در این ‌پورنو گرافی بومی بیشتر به چشم می‌بیند، مسئله زنای با محارم است که اغلب به صورت متن و نه عکس یا فیلم بیان شده‌است.
از نظر وی از سال‌های دهه ۱۳۳۰، تحولات عظیمی در ایران شروع به رخ دادن کردند که مهم‌ترین آن‌ها، بالا رفتن درآمدهای مادی جامعه بود.
فکوهی در زمینه نقد فیلم‌های مستند و سینمایی نقدها و سخنرانی‌هایی در مجامع مختلف با حضور منتقدان و کارگردانان سرشناس سینمایی انجام داده‌است من‌جمله در نشست‌های نقد فیلم در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و نشست‌های انجمن انسان‌شناسی و فرهنگ.
ایشان از منظر علمی نیز اجرای طرح را باعث ضعف دانشگاه‌های پیرامون می‌داند، و معتقد است که عرف جامعه تعیین می‌کند که جامعه چگونه باشد نه قانون.
وی ما حصل افزایش چشم‌گیر سطح درآمدهای ملی در ایران را، از جمله عواملی می‌داند که در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰، با افزایش امکان عملی سرمایه‌گزاری در ساخت‌های مادی جامعه، تغییر کلی فرهنگ عمومی می‌داند.
فکوهی بعد از مرگ بن لادن یاداشتی در روزنامه شرق با عنوان مرثیه‌ای برای یک هیولا نوشت.
