شیطان در تاسمانی آن‌چنان محبوب و نامدار است که نشان رسمی سازمان خدمات پارک‌ها و حیات‌وحش تاسمانی به شکل سر این جانور است.
این جانور بدنی ضخیم با سری بزرگ و دمی بلند دارد که طول آن به نیمی از طول بدن می‌رسد.
این نام‌ها همه از این رو به این جانور اطلاق می‌شدند که تصور نادرست عامیانه، آن‌ها را جاندارانی خبیث می‌دانست.
تخمین زده می‌شود که این بیماری باعث کاهش ۲۰ تا ۵۰ درصدی در جمعیت شیطان‌های تاسمانی شده باشد.
گمان بر این است که گونه Glaucodon ballaratensis از دوره پلیوسن گونهٔ میانی شیطان تاسمانی و راسوی کیسه‌دار بوده باشد.
پیش از انقراض گرگ تاسمانی، شیطان‌ها توله‌های این جانور را نیز، در صورتی که تنها و بی‌محافظ مانده بودند، می‌خوردند.
امروزه جمعیت شیطان‌های تاسمانی با سرعت بسیار زیادی در حال کاهش است و بیماری تومورهای رشدکننده بر صورت در این جانوران زنگ خطر را برای انقراض سریع آن‌ها در میان دانشمندان و زیست‌شناسان به صدا در آورده‌است.
با آنکه استخوان‌های این جانور را می‌توان در غارهای پیش از تاریخ در این قاره یافت، ورود بومیان استرالیا به آن سرزمین و معرفی سگ وحشی دینگو به سرعت باعث نابودی نسل استرالیازی این جانور شد.
شیطان تاسمانی با آنچنان توانی گاز می‌گیرد که با توجه به جثه کوچکش بسیار استثنایی است.
تاز یک شیطان تاسمانی پر سر و صدا و بسیار پر جنب و جوش بود که در دهه ۱۹۵۰ در کارتون‌های لونی تونز اثر شرکت برادران وارنر حضور داشت و بسیاری از کودکان را با این جانور آشنا کرد.
این جانوران درحالت کلی ناقلمروخواه به شمار آورده می‌شوند ولی ماده‌ها در نزدیکی لانه‌شان از قلمرو خود دفاع می‌کنند.
با آنکه در هنگام ساخت اولیه این کارتون اطلاعات چندانی درباره رفتار شیطان تاسمانی در دست نبود، شباهت بسیاری میان تاز و شیطان‌های واقعی به تصویر کشیده شده بود.
پژوهشگران بر این باورند که نگهداری از یک جمعیت ژنتیکی ذخیره که به اندازه کافی متنوع باشد برای نجات این جانور از انقراض ضروری است.
محبوبیت جهانی این جانور اما مدیون پخش پویانمایی از یک شخصیت کارتونی به نام شیطان تاسمانی یا به شکل کوتاه‌شده تاز [پانویس ۱۶] بود.
از این رو می‌توان فرض کرد که نیای مشترک همه کیسه‌داران اندکی پیش از این زمان در آسیا می‌زیسته‌است.
نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که بیشتر مردم جهان منطقهٔ تاسمانی را با شیطان می‌شناسند و این به خاطر سیاست‌های دولت استرالیا در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی بود که تلاش کرد این جانور را به عنوان جاذبهٔ اصلی تاسمانی معرفی کند.
